چهارشنبه , می 12 2021

admin

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 81

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 81

  همین که دهن باز کردم چیزی بگم دستش روی یقه پیراهنم نشست و به سمت خودش داخل خونه کشیدم و تا بخوام به خودم بیام لبهاش بودن که روی لبهای نیمه بازم نشستن و به شدت شروع کرد به بوسیدنم چند ثانیه اول ب‍ُهت زده بودم ولی زودی به …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 80

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 80

    و آروم کنار گوشم زمزمه کرد : _هیس ….آروم باش من قصد آزارت رو ندارم چند ثانیه مات و مبهوت موندم و حتی نفس کشیدن هم یادم رفت از حس نفس هاش کنار گوشم سرم کج شد و یکدفعه نمیدونم چه مرگم شده بود که با حس بوی …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 79

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 79

    ” آیناز ” با رفتن اون لعنتی از خونه و دور شدنش از خودم تازه تونستم نفس راحتی بکشم از سر جام بلند شدم و برای اینکه از اون حال دربیام تصمیم گرفتم چرخی توی خونه بزنم به دنبال پیدا کردن چیزی که باهاش بشه در رو باز …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت 44

رمان ویدیا جلد دوم پارت 44

    چیزی تا عید نمانده بود و ویدیا در تکاپوی گرفتن مراسم بزرگی به مناسبت آمدن بهار در عمارت بود. هرچند میان اونهمه شلوغی و هیاهوی کارهای مراسم، باز هم ته قلبش نا آرام بود و شور میزد. واهمه داشت از برخورد علیرام و بن سان بعد از روبرو …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 78

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 78

  چند ثانیه بی حرف خیره ام شد و انگار دنبال راست و دروغ حرفام میگرده با کنجکاوی نگاهش رو توی صورتم چرخوند و بعد از چند ثانیه ازم فاصله گرفت و با لحنی که بوی تمسخر میداد گفت : _آهان پس باید بهت بگم مبارکت باشه از طرز نگاه …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 77

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 77

  با بدنی که از زور خشم میلرزید تا خواستم کارو یکسره کنم یکدفعه جا خالی داد و تیزی توی دستم روی میز فرو اومد دندونامو روی هم سابیدم و بی معطلی باز به سمتش حمله کردم که با یه حرکت مُچ دستام رو گرفت و به کابینت ها تکیه …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 76

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 76

      ” نیما “   صورتش کبود کبود شده و تموم رگ های پیشونی و گردنش بیرون زده بودن تکونش دادم و با استرس اسمش رو صدا زدم    _آینااااز چی شدی دختر ؟؟   معلوم بود شوکه شده و نمیتونه نفس بکشه برای اینکه به خودش بیارمش …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت 43

رمان ویدیا جلد دوم پارت 43

  #ایران_تهران #یاس     یاس از اتاق بیرون اومد. شاهو و ملیکا پشت میز صبحانه نشسته بودند.    تمام این چند روز با خودش کلنجار رفته بود. نباید میذاشت پدرش متوجه بشه که از همه ی ماجرا خبر داره.    ملیکا با دیدن یاس لبخندی زد.   -بیا عزیزم …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 75

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 75

    هق هق گریه اش اوج گرفت ، درحالیکه روی صندلی افتاده بود با سر و صورتی آشفته و بهم ریخته خون بود که از دهنش بیرون میزد و با چشمای اشکی بهم خیره مونده بود انگشت اشاره ام رو جلوی صورتش تکونی دادم و حرصی گفتم : _بار …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 74

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 74

  حدسم درست بود که نمیخواست باهاشون بره ، چون آیناز بعد از سوار کردن جورج تو ماشین چند دقیقه ای با راننده صحبت کرد که اونم سر آخر دستشو روی سینه اش به نشونه احترام گذاشت و سوار ماشین شد و رفت حالا فقط آینازی مونده بود که کیفشو …

ادامه مطلب »