رمان بالی برای سقوط

رمان بالی برای سقوط پارت ۱۱۴

5
(1)

°

در ناتوان‌ترین حالت ممکن به سر می‌بردم.

– آقای دکتر اولشه…خلاصه که بسوز بساز زیاد داریم ما حالا غرض از مزاحمت و حواس پرتی که این وسط ایجاد شد یه سؤال داشتم.

پلک آرامی زد و با نیمچه لبخندی روپوشش کمی عقب رفت و دست به جیب شد و بیخیال زنی که شاید در این حوالی تک به تک کارهایش را می‌بلعید.

– یا خدا…بفرمایید!

یا خدا گفتنش دوباره آنا را به خنده انداخت.

– راستش می‌خواستم راجب دکتر هوشمندی چندتا سؤال ازتون بپرسم.

به آنی رنگ نگاهش از بین رفت و گره‌ی عمیقی بین ابروانش ایجاد شد.
پلک محکمی زد و دست به سینه شد.

– با تمام احترامی که واستون قائلم ولی علاقه‌ای به ادامه‌ی این صحبت ندارم.

– مهمه آقای دکتر…خواهشا!

– بهتر از من پیدا نکردید؟

همراه کردن من با خودش عمدی بود اما این روی جدی و پیگیرش انگار زیادی واقعی بود.
دخترک انگار بیشتر از من هم درگیر مسائل زندگی‌ام شده بود.

– واقعیت نه…تنها کسی که برای گرفتن اطلاعات می‌تونست کمک‌مون کنه شمایید!

پوزخندی زد.
البته من هم در دل پوزخندی زدم و آنا به کاهدون زده بود.

– از دشمن طرف اطلاعات می‌خوای؟

– چون دشمنتونه اومدم سراغتون…مگه می‌شه راجبش تحقیق نکنید وقتی یه سری چیزای پنهانی رو می‌دونه!

لب پایینش را مکش‌وار به دهان برد و نیم نگاهی به اطراف انداخت و سپس مقصد آخر نگاهش من بودم که چند ثانیه‌ای طول کشید.

– الان زمان و مکان خوبی برای صحبت کردن نیست…بعد از اتمام شیفت اگر باشی می‌تونیم حرف بزنیم!

آنا سری به نشانه‌ی تأئید تکان داد و زیر چشمی اطراف را پایید. چند ثانیه بعد خداحافظی کرد و دست مرا به دنبال خود کشاند.

– می‌آی؟

– عمراً.

از حرکت ایستاد و بعد از ول کردن دستم به سمتم چرخید.

– وا! چرا؟

نمی‌خواستم چیزی از حالت‌های درونی‌ام لو بدهم که دست درهم گره کرده کمی تنم را به سمت چپ و راست گهواره‌وار چرخاندم.

– وقتی می‌بینمش یه سری چیزا برام زنده می‌شه…بخاطر همین نمی‌خوام ببینمش!

ابرو بالا پراند و دست به کمر شد.

– آها…فقط بازم خر خودتی!

***

با استرس نگاهم را به محدثه دادم که پلک پر اطمینانی زد. با دلی بهم پیچ خورده گوشی را به گوش رساندم.
صدای بوق‌هایش جانم را تحلیل می‌برد.

– الو.

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا : 1

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا