رمان طلا

رمان طلا پارت 141

3.7
(3)

 

 

 

خم شد بوسه‌ای کوتاه روی لب‌هایم نشاند.

 

خواست از روی تنم کنار برود ،دست روی پهلویش گذاشتم .

 

– کجا؟

 

+برم یه چیزی بیارم بخوریم

 

چگونه به او می فهماندم که ادامه کار را پیگیر باشد.

 

– منظورم از بوس بسه ادامه‌ی ماجرا بود

 

این بار لبخندش وضوح کامل داشت.چانه‌ام را بوسید .

 

+قربون خجالتت برم…اذیت میشی

 

به جای من هم تصمیم می گرفت .لبانش را بوسیدم.

 

لبه های تی‌شرت مشکی ای که به تن داشت را بالا کشیدم.

 

– نمی‌شم

 

گونه‌ام را بوسید.

 

+تو که دکتر نرفتی از دفعه ی قبل

 

-نیازی نبود داریوش

 

+ اول بریم دکتر بعد

 

تی‌شرت را بالاتر کشیدم اما دستانش را بالا نمی گرفت.

 

کفر ی نگاه در نگاهش کوبیدم.

 

 

 

– من الان می‌خوامت

 

+ حالت…

 

-حالم خوبه این تی‌شرت لعنتی رو در بیار

 

+به یه شرط

 

باورم نمی شد شرط می‌گذاشت برای رابطه.

 

– چی ؟

 

+حالت بد شد،درد داشتی یا جایی نتونستی تحمل کنی بهم بگی

 

-باشه

 

تی‌شرت را درآوردو باز تنم را بوسه باران کرد.

 

آن‌قدر مهربان و آرام رفتار میکرد که احساس می‌کردم روی ابرهام.

 

کامل لخت در برابرش بودم و پیچ و تاب تنم به وضوح مشخص بود.

 

+ ولی این حالتو دوست دارم

 

دهان خشکم را برای ذره بزاق بهم چسبانداما و خبری نبود.

 

-کدوم حال

 

دست روی نقطه ی حساس بدنم گذاشت و شروع به تکان دادن کرد.

 

 

 

 

خواستم از حالت درازکش بلند شومم که اجازه نداد و خودش را بیشتر روی بدنم خم کرد .

 

پیشانی‌اش را به پیشانی‌ام چسباندو در همان فاصله شروع به حرف زدن کرد .

 

+این نفس نفس زدا و لبای خشکتو

 

در تلاش بودم از زیر دستانش فرار کنم .

 

لذتی در بدنم ایجاد میشد که نمی توانستم تحمل کنم.حال عجیبی بود.

 

+مثه ماهی بیرون افتاده از تنگ نفس‌نفس می‌زنی برای یه ذره هوا ،دیوونه ی این لحظه ام

 

سرعت دستش را بیشتر کرد.

 

پشتش را چنگ زدم.دیگرکنترل صدای ناله‌ام دست خودم نبود .

 

او بود که بالا لبانش مهر سکوت بر لبم زد.

 

– تورو خدا

 

با لذت به چشمانم نگاه کرد.

 

+ تو رو خدا چی؟

 

-تمو..تم.مش کن

 

+تازه شروع شده عشقم

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 3.7 / 5. شمارش آرا : 3

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا