دوشنبه , شهریور ۲۵ ۱۳۹۸
خانه / ۱۳۹۸ / مرداد

بایگانی ماهانه: مرداد ۱۳۹۸

رمان من یک بازنده نیستم پارت ۷۹

  مادرش بود دیگر… همیشه بداخلاق بود. ولی به شدت مهربان. آدم دلش می خواست سیر ببوسدش. با همین بدخلقی ها هم روزی هزار بار شکر می کرد که سایه ی مادرش بالای سرش است. به سمتش رفت. گونه ی مادرش را محکم بوسید. -من در خدمتم عشقم. یاسمن به …

ادامه نوشته »

رمان دیازپام پارت ۳۵

هرچی به غروب آفتاب نزدیک می شدیم شدت سرمای هوا بیشتر می شد. روی سکوی نزدیک تئاتر خیابونی نشستیم. اون طرف خیابون مردی در حال پختن ذرت روی آتیش بود. بوی وسوسه کننده ی ذرت تا این سر خیابون می اومد. نگاهمو به نمایش دوختم تا حواسم رو از ذرت …

ادامه نوشته »

رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۵۲

رمان

  حس میکردم قلبم توی دهنم میزنه ، دستام از شدت استرس میلرزیدن نمیدونم چطوری از پله ها بالا رفتم با نفس نفس نگاهمو توی مطب خالی از جمعیت چرخوندم ولی خبری از نورا و خانوادش نبود با عجله به طرف منشی رفتم و همونطوری که دستامو به میز تکیه …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۴۸

حق داره … با پیراهن مردونه ی گشادی که مسیح از ال به الی لباساش داده و توی تنم زار میزنه با شلوار راحتی گشاد سفید، رنگ خودم، تو این تاریکی کم از روح ندارم … بی توجه به گفته ش جلو میرم : چی شد ؟ یاشار خوبه ؟ …

ادامه نوشته »