دوشنبه , مهر ۲۲ ۱۳۹۸

بایگانی ماهانه: دی ۱۳۹۷

رمان بوی عشق

رمان بوی عشق

  رمان بوی عشق  نویسنده : سارا کزازی ژانر : عاشقانه هیجانی  همراه با صدای خود نویسنده      #پارت اول   -مشترک مورد نظر خاموش میباشد؛لطفا… اه؛یعنی کجا میتونه رفته باشه؟!: +رزا بیا ناهار. -مامان میل ندارم. +یعنی چی میل نداری؟دیروز نه ناهار خوردی نه شام . امروزم صبحانه …

ادامه نوشته »

رمان من یک بازنده نیستم پارت ۵

    به محض اینکه وارد خانه شدند، فروان او را جلوی خود نگه داشت. -چقدر از حرفت دروغ بود؟ -یعنی چی مامان؟ -فردین باهات چیکار کرده؟ نمی توانست هیچ چیزی از فروزان مخفی کند. اما استثنا این یک بار مجبور بود. -مامان جان هرچی گفتم عین حقیقته. فروزان ناراضی …

ادامه نوشته »

رمان من یک بازنده نیستم پارت ۴

    نشانش می داد یک من ماست چقدر کره داره. از حالا به بعد مقاومت کند. از حالا به بعد سعی کند آزارش دهد. به نقشه ای که در سرش جولان می داد لبخندی زد. -فردین… صدای کشیده و با عشوه بود. فردین به صندلی چرخ دارش تکیه داد …

ادامه نوشته »

رمان دیازپام پارت ۶

    و دستم و ول کرد. متعجب قدمی به عقب برداشتم. تا حالا طی مدت سفرمون انقدر عصبی ندیده بودمش. مگه اون قسمت صورتش چی شده بود که یا صورتش رو می بست یا موهاش رو طوری میذاشت که مشخص نباشه؟! با صدای خالد بیگ به خودم اومدم. -تو …

ادامه نوشته »

رمان دیازپام پارت ۵

    نگاهم به نیم رخش افتاد. صورتی استخونی و مردونه داشت. دماغش کشیده بود و ته ریش داشت. کمی سرم رو خم کردم تا صورتش رو واضح ببینم اما یک طرف صورتش و چشمش رو موهاش پوشونده بود. با تحکم صداش گردن کشیدم عقب. -چیه مثل آدم ندیده ها …

ادامه نوشته »

رمان من یک بازنده نیستم پارت ۳

      دو کوچه پایین تر از خانه ایستگاه اتوبوس بود. با عجله رفت تا به موقع برسد و رسید. سوار شد و کنار دختر جوانی که هندزفری در گوشش بود نشست. به ساعتش نگاه کرد. دیر نکرده بود. تمام طول مسیر از پنجره به بیرون زل زده بود …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۲۷

  -اعصاب ندارم، درست …. بی کَله و عصبی ام، درست … اصلا اینم که من بلد نیستم با دختر جماعت راه بیامم درست …. اما بی غیرت نیستم … بی ناموس نیستم که بگم پاشو برو هِری … درسته که قول و قرار داشتیم بابت موندنت و رفتنت ، …

ادامه نوشته »

رمان من یک بازنده نیستم پارت ۲

    فروزان کمی برنج و مرغ برای شادان کشیده روبرویش گذاشت و گفت:یه چندتا چیز برا اتاقا کمه باید بگم بخری. -برام لیست کن. -لازم نیست، خودم میرم میخرم.می خوام کمی تو شهر با شادان قدم بزنم. فردین پوزخند زد و  زیر لبی گفت:دخترت؟ فروزان چشم غره رفت و …

ادامه نوشته »

رمان دیازپام پارت ۴

    میدونستم حق با اونه اما من حتی چهره اش رو درست ندیده بودم و اصلاً نمیدونستم کی هست! -بهتره انقدر بهم فکر نکنی! -کی گفته دارم به تو فکر می کنم؟ -نیازی به گفتن نیست، من حس می کنم. قدمی برداشتم تا بتونم صورتش رو ببینم اما بهم …

ادامه نوشته »

جدیدترین مدل مانتوهای لاکچری و شیک ۹۸

جدیدترین مدل مانتوهای لاکچری و شیک 98

    شیک و زیباترین مدل مانتوهای بهار و تابستان ۹۷-۹۸ که توسط وبسایت رمان من گردآوری شده است. ژورنال مدل مانتو با طرح و ایده های جالب و زیبا برای انتخاب آسان شما کاربران عزیز.   شیک ترین استایل با مدل مانتوهای     گالری مدل مانتوهای لاکچری و …

ادامه نوشته »