شنبه , مرداد ۲ ۱۴۰۰

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۹۱

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 91

  _ولی اینطور به نظر نمیاد یعنی چی این حرفش ؟! نکنه به چیزی شک کرده آب دهنم رو صدادار قورت دادم و لرزون نالیدم : _ها یعنی چی ؟؟ با تمسخر نگاهش رو با دقت توی صورتم چرخوند و گفت : _آخه در نبود من از این رو به …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۹۰

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 90

    ” آیناز “ با وجود ضعف و بیحالی که داشتم صدای آروم صحبت کردنشون به گوشم میرسید و تقریبا میفهمیدم که دارن چی با هم پِچ پِچ میکنن یعنی واقعا ممکن بود باردار باشم ؟! وااای خدا نکنه همچین چیزی وگرنه بدبخت میشدم چطور میخواستم همچین چیزی رو …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۸۹

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 89

    بلند شد و وحشت زده به سمت دستشویی‌ هجوم برد و طولی نکشید که صدای عوق های بلندی که میزد توی خونه پیچید یکدفعه چش شده بود ؟! نکنه باز مریض شده ؟! از بس چیزی نمیخوره بایدم این بلاها سرش بیاد حوصله دوباره مریض داری نداشتم پس …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۸۸

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 88

    یه طوری رفتار میکرد انگار نمیدونست نیما خیلی وقته بیخیال آیناز نمیشه و در به در هرجایی میره دنبالش میگرده و آرامش رو ازش سلب کرده پوزخند تلخی گوشه لبم نشست و گفتم : _سراغش رو از تو نه از اون دوست لندهورت میگیرم لب پایینش رو گزید …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۸۷

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 87

  این چند روز آروم و قرار نداشتم و درست مثل دیوونه ها به هرجایی که میشد سرزده بودم روز اولی فکر میکردم بخاطر پیشنهادم داره ازم دوری میکنه و بخاطر اینکه زیر نگاه سنگینم نباشه ازم فاصله میگیره منم نخواستم مزاحمش بشم ولی بعد گذشت چند روز وقتی دیدم …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۸۶

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 86

  نیم نگاهی به آیینه خورد شده روی‌ زمین انداخت و گفت : _الان خودت رو دیدی دیگه ؟؟ حرصی دندونامو بهم فشردم و عصبی غریدم : _تنهام بزار خونسرد دستاش روی سینه بهم گره زد _میرم ولی نه تا وقتی که کاری که میخوام انجام ندم خون ریزی داشتم …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۸۵

  نمیشد بیشتر از این ریسک کنم پس درحالیکه نگاه ازش میدزدیدم کلافه گفتم : _خون ریزی شدیدی هم داره _چی ؟؟؟؟؟ با صدای داد بلندش تو جام تکونی خوردم _چته بابا داد میزنی ؟!! عصبی چشم غره ای بهم رفت _خون ریزی داره و تو الان داری میگی ؟؟! …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۸۴

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 84

  با جیغ بلندی که از ترس زد خواست بلند شه و در بره که با یه حرکت عصبی موهاش رو‌ توی چنگم فشردم و به سمت خودم بالا کشیدمش _کجا در میری هاااا با صورتی از درد جمع شده نالید : _آخ……ولم کن لعنتی !! سرمو جلو بردم و …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۸۳

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 83

  اصلا برنج قابل خوردن نبود چون لِه لِه شده و بهم چسبیده بود در قابلمه توی دستم لرزید و آب دهنم رو صدادار قورت دادم حالا چی بهش میگفتم ؟؟ وقتی دید هیچ حرکتی نمیکنم کلافه صدام زد و گفت : _چی شد پس ؟!! بابا گرسنمه لبم رو …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۸۲

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 82

  توی اون تاریکی درست شبیه روح به نظر میرسید چون حتی با شنیدن صدای دَر هم به سمتم برنگشته بود همین هم باعث شده بود برای ثانیه ای فقط خشک شده نگاهش کنم به خودم که اومدم دستم به سمت لامپ رفت تا روشنش کنم ولی وسط راه پشیمون …

ادامه مطلب »