رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۳۵

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

      _دمت گرم پس تا تو اینجایی من برم یه سر به امیلی بزنم   _ای بابا…..بازم ؟؟   خندید و بدون اینکه جوابی بهم بده با عجله بیرون رفت و درو بست   با خنده سری به نشونه تاسف به اطراف تکونی دادم و بدون اینکه به …

Read More »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۳۴

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

    نمیخواستم که از وجود بچه مطمئنش شه و تا جایی که راه داشت باید انکارش میکردم وگرنه کارم زار بود و بیچاره میشدم   _انکار نیست واقعیته میفهمی ؟؟ واقعیت   بیخیال سری تکون داد و به رو به رو خیره شد شاید پیش خودش فکر میکرد که …

Read More »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۳۳

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

      پس بایدم با همین چیزای کوچیک تا این حد خوشحال بشم و لذت ببرم با رسیدن گارسون کنارم لیست رو‌ ازش گرفتم و از هر غذایی که دوست داشتم یک پرس سفارش دادم   گارسون با تعجب تک به تک همه رو یادداشت کرد و رفت ، …

Read More »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۳۲

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

    از پله ها بالا رفتم و در همون حین خطاب بهش لرزون گفتم :   _جورج اومد راهنماییش کن داخل ولی اگه پرسید کی اومدم خونه نگی الان اومده بگو خیلی وقته و رفته حمام دوش بگیره اوکی ؟؟   با تعجب سری تکون داد و زیرلب زمزمه …

Read More »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۳۱

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

    _کجاخانمومم ؟؟   دندوناش روی هم سابید و خشن گفت :   _برو کنار تا جیغ نزدم   نمیخواستم اینجا سر و صدا راه بندازه و همه چی رو بهم بریزه چون اونوقت مسئول مزون بهمون مشکوک میشد   پس به اجبار سری تکون دادم و عقب کشیدم …

Read More »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۳۰

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

    ولی بازم میدونستم تا چند دقیقه دیگه از روی استعلام شماره پلاک میفهمه اونی که قصد جونش رو کرده کسی نبوده جز من !!   بزار بفهمه و بدونه که من دنبالشم و به هیچ وجه بیخیالش نمشم چون من کسی نبودم که به این سادگی ها بزارم …

Read More »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۲۹

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

    باورم نمیشد تموم روتختی زیر خون فرو رفته بود با دیدن خون ها انگار تازه دیروز رو به خاطر آورده باشم   ملافه توی دستم چنگ شد و اشک توی چشمام جوشید ، چطور من احمق دیروز‌ رو به این زودی فراموش کردم   روزی که بچه ام …

Read More »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۲۸

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

    چشمام گرد شد و با حالت بامزه ای آب دهنم رو صدادار قورت دادم که تو گلو خندید و دستش روی تنم بی حرکت موند   _بامزه بازی درمیاری نمیگی حالم بدتر میشه ؟؟   هاااا یعنی چی بدتر میشه ؟! گیج و منگ خیره چشمای نیمه خمارش …

Read More »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۲۷

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

      نمیدونم چند ساعت زجر کشیدم و برای بچه ای که مجبور به سقط شدم اشک ریختم که دیگه نایی تو تنم نمونده بود   بالاخره بعد از گذشت چندساعت موفق به سقط و از بین بردنش شدم ولی بعدش تموم مدت به قدری دلم خون بود که …

Read More »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۲۶

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

        راضی از حرفی که زده بود با لبخندی گوشه لبم نگاهش کردم که اونم خیره ام شد یکدفعه با سرفه ماری به خودمون اومدیم و نگاهم سمتش کشیده شد   شعله های حسادت رو‌ راحت میتونستیم توی‌ چشماش ببینم ، لبخندم بزرگ تر شد که با …

Read More »