آرشیو ماهانه: اکتبر 2021

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۰۲

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

  ” نیما “ چند روز گذشته بود و جرات اینکه به بیمارستان سری بزنم رو نداشتم و فقط و فقط از بیرون نظاره گر بودم و کارم شده بود شب تا صبح همونجا توی ماشین موندن و بیمارستان رو زیرنظر گرفتن ولی دیگه اینطوری فایده ای نداشت باید به …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۰۱

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

  سرش رو کنار گوشم آورد و آروم زمزمه کرد : _هیس…نترس هیچی نشده !! دماغمو بالا کشیدم و فین فین کنان نالیدم : _ولی آخه اسمشو آوردی دستی روی موهام کشید و درحالیکه نوازشم میکرد گفت : _ببخشید فکر نمیکردم بیداری این حرف بی اختیار از دهنم بیرون اومد …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۰۰

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

    _راستی دیشب چه اتفاقی بینتون افتاده بود شیطونا ؟! هان ؟! این چی داره میگه ؟؟ دستپاچه خندیدم و گفتم : _هااا چی ؟؟ شوخی نکنید خانوم پرستار تموم مدت برای یه لحظه هم نگاهمو سمت جورجی که کناری ایستاده و با تعجب نگاهش رو بینمون میچرخوند ، …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۵۴

رمان ویدیا جلد دوم

#ایران_تهران #شاهو   با کمک ملیکا و بهراد وارد اتاق شد و روی تخت دراز کشید. تمام مدت تایم مرخصی را ملیکا سکوت کرده بود.   بی هیچ حرفی از اتاق بیرون رفت. شاهو نگاهی به بهراد انداخت. -چی از جونم می خوای ؟   بهراد نگاه تاسف برانگیزی بهش …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۵۳

رمان ویدیا جلد دوم

#ایران_تهران #پانیذ   -از کجا میدونی من مخ داداشت و زدم؟   بن سان قهقه ی زد. -خیلی دیوثه؛ نکنه اون برات دام پهن کرده!   پانیذ با غیظ بن سان رو صدا کرد.   -چیه دروغ میگم؟ امسال چه سالی شود! خان داداش وا داد بلاخره و قراره قاطی …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۹۹

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

      دستپاچه لبخند بی جونی زدم که با تعجب گفت : _میشه بگید اینجا چه خبره ؟! موهامو پشت گوشم زدم و برای جمع و جور کردن اوضاع زودی گفتم : _ها دوست پسرمه به سمتم قدمی برداشت و گفت : _اون رو که فهمیدم…ولی این تایم اینجا …

ادامه مطلب »