سه شنبه , بهمن ۷ ۱۳۹۹

آرشیو ماهانه: ژانویه 2021

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۳۸

رمان ویدیا جلد دوم پارت 38

#ایران_تهران #علیرام بن سان وارد اتاق علیرام شد. -امروز کجا بودی؟ علیرام نگاهش رو به تابلوی اهدائی پانیذ دوخت. -هنوز یاد نگرفتی باید در بزنی؟ بن سان در و کاملاًبست و وارد اتاق شد. -سمیرا رو دیدی ؟ علیرام متعجب به سمت بن سان برگشت. -تو از کجا میدونی؟ بن …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۶۹

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 69

    _به چیزی که لایقش بود رسید ناباور پلکی زد _یعنی چی ؟؟ _صبح زود دادم گرفتنش و الانم توی بازداشتگاه تشریف داره _واقعا ؟؟ سری تکون دادم _آره بلند شدم و درحالیکه کنارش مینشستم میز صبحونه جلوش میزاشتم خطاب بهش گفتم : _غذات رو بخور تا ضعف نکنی …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۶۸

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 68

  روی تخت کنارش نشستم و درحالیکه به آرومی صداش میزدم گفتم : _ببخشید نباید سرت دا….. توی حرفم پرید و لرزون گفت : _خسته ام میخوام بخوابم حق داشت ازم ناراحت باشه ، خجالت زده دستی به صورتم کشیدم و از کنارش بلند شدم که بی حال روی تخت …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۳۷

رمان ویدیا جلد دوم پارت 37

#ایران_تهران #یاس وارد شرکت شدم. منشی علیرام از شرکت خارج شد. لبخند روی لبهام نشست. حتماً علیرام تا دیروقت تو شرکت می مونه. اینکه همه اش پسم میزد باعث می شد تا سمج تر به کارم ادامه بدم؛ با اینکه هیچ علاقه ای به مردهای سرد و خشک مثل علیرام …

ادامه مطلب »

codebazan