شنبه , بهمن ۵ ۱۳۹۸
خانه / رمان / رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۷

  _گفتم تو اگه هم بخوای نمیتونی از این شرکت بری !! گیج سرمو کج کردم و سوالی پرسیدم : _یعنی چی ؟؟ مغرور پوزخندی زد و بی اهمیت چشم به جاده دوخت و حرفی نزد متوجه حرفاش نمیشدم….یعنی چی این حرفش ؟؟ لبم رو با زبون خیس کردم و …

ادامه نوشته »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۶

  ” آیناز “ توی این چند روزی که گذشته بود خبری از ماکان نبود و انگار بیخیال من شده باشه دیگه سعی نکرد من رو ببینه یا تلاشی برای صحبت کردن با من بکنه هه‌‌‌‌‌….پس معلومه اون شب هم الکی جِلزولز میکرد بعد از تعویض لباسام که بخاطر اون …

ادامه نوشته »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۵

  _اگه اجازه بدید من باهاش حرف بزنم عمه جان !! این کی وارد اتاقم شده که متوجه نشده بودم ؟! اصلا حوصله بحث باهاش رو نداشتم مخصوصا الان که دلم به حد کافی ازش پُر بود با صدای بسته شدن در اتاق بدون اینکه تغییری توی حالتم بدم عصبی …

ادامه نوشته »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۴

  با صدایی که تعجب توش موج میزد گفت: _سلام ببخشید مزاحم شدم ولی من اومدم که با رییس صحبت کنم !! پس متوجه شده بود مهدی رییس این شرکت نیست مهدی با حرص در جوابش گفت : _انگار یادت رفته من اینجا چیکاره ام ؟؟ با شنیدن حرف مهدی …

ادامه نوشته »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۳

  ” آیناز “ با رسیدن به خونه با خوشحالی دستی به موهای بلندم کشیدم و درحالیکه در سالن رو باز میکردم بلند بابا مامان رو بلند صدا زدم _آهااااای اهالی خونه کجایید ؟؟ بیاید که گُل دخترتون اومده مامان از توی آشپرخونه سرکی به سالن کشید و سوالی پرسید …

ادامه نوشته »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۲

  یعنی چی این حالش ؟! واااای نکنه ‌…. نکنه مهدی ، امیلی رو دوست داشته باشه ؟! بلند شدم و درحالیکه روی مبل کنارش مینشستم آروم گفتم : _آره…. دوست پسرش !! با دیدن سکوت و خودخوری کردنش آروم شونه اش رو توی دستم فشردم و ادامه دادم : …

ادامه نوشته »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم

  #Part1 ” نیمـــــــا “ فنجون قهوه رو توی دستای سردم گرفتم و با اخمای درهم بیرون رفتم روی تک صندلی توی حیاط نشستم و به آسمون خیره شدم خیلی وقت بود که با این تنهایی کنار اومدم و توی این سال هایی که گذشته بود سعی کردم با نبودن …

ادامه نوشته »

codebazan