سه شنبه , تیر ۴ ۱۳۹۸
خانه / رمان / رمان حرارت تنت

رمان حرارت تنت

رمان حرارت تنت پارت ۴۴

کسری بین جمله م میپره و میگه : تازه مسیح بود سر این بدبخت کاله گذاشت … ده بارش فقط با سر و صورت کبود می اومد اینجا چون شازده تون حرصش از ساره رو سر این بدبخت خالی می کرد …. مسیح ـ کسری میزنم یکی یکی دندونات رو …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۴۲

  اگه راه بده خورد میکنم گردن موسوی رو … منشی شرکته! نمی فهمه اعتیادم از اون وخیماس که درمونش وصل یاره ! لبخندم عمق میگیره و صدای سودابه رو میشنوم : مسیح تو رو خدا منم ببین … حال داشتی یه سلامم بکن … مسیح می خنده میگه : …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۴۰

لبخند بی جونی میزنم : خوبم … پاشو عزیزم … پاشو آماده شو باید بریم آمپولت رو بزنی … لبم رو گاز میگیرم و بچه گانه پتو رو روی سرم میکِشم : خوابم میاد … میخنده … بازوم رو میگیره و بایه حرکت بلندم میکنه که آخم در میاد : …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۳۹

به حالت زاری می گه : نهان توضیح میدم عزیزم … آروم باش …تو .. تو فقط از خونه ی اون بی همه چیز بزن بیرون … فقط بیا بیرون نهان … بیا بیرون تا کار از کار نگذشته … آسو گفت که کارد و پنیرین … که … که …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۳۸

VLHK

مسیح با پرخاش سوئیچ رو سمتش می گیره : بپر موتور ماشین رو داغ کن که اگه یه مو از سرش کم بشه دهنت سرویسه کسری سوئیچ رو میگیره و همزمان که سمت ماشین میره میگه : معلوم نیست به خون هم تشنه ن یا قراره جای لیلی مجنون رو …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۳۶

  لبم رو انقدر دندون گرفتم که بی حس میشه … اشکام راه می گیره … بی صدا اشک میریزم و تموم تنم حس میکنم درد میکنه … مسیح پاهام رو نوازش میکنه و زمزمه وار باهام حرف میزنه : هیچی نیست نهان … گریه نداره … تموم شد …. …

ادامه نوشته »
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.