دوشنبه , شهریور ۲۵ ۱۳۹۸
خانه / ۱۳۹۸ / شهریور

بایگانی ماهانه: شهریور ۱۳۹۸

رمان حرارت تنت پارت ۵۴

  گوش میکنم و به آشپزخونه میرم … سودابه یخ ها رو توی پارچ آب می ندازه و مامان ماهی برنج می کِشه … سودابه با دیدنم چشمکی میزنه و به مامان ماهی اشاره میکنه که ینی برم پیشش … نفس عمیقی میکشم و کنار مامان ماهی می ایستم … …

ادامه نوشته »

رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۵۹

  ” نـــــورا “ با شنیدن صدای داد و بیداد امیرعلی که هر لحظه بالاتر میرفت حالم بد شد و با حس سرگیجه دستم رو به سرم تکیه دادم و چشمام روی هم فشردم خدای من …! چرا با دیدن اون نامرد تا این حد باید حالم بد شه که …

ادامه نوشته »

رمان دیازپام پارت ۳۹

نیم ساعتی می شد توی راه بودیم. جاده خاکی رو رد کرد. جاده به دلیل خاکی و بیراهه بودن تاریک بود. کمی ترسیدم. -صد بار به آرش گفتم رستورانتو عوض کن اما عجیب اونجا رو دوست داره. از دور چراغ های روشن نمایان شد. با دیدن چراغ ها نامحسوس نفسم …

ادامه نوشته »

رمان دانشجوی شیطون بلا پارت ۵۸

  با شنیدن صدام سکوت کرد ولی من با حرص جیغ کشیدم : _میکشمت امیرعلی ! با این حرفم قهقه اش بالا گرفت که با حرص گوشی رو بیشتر توی دستام فشار دادم و گفتم: _حالا برای من نقشه میکشی هااا ؟؟ با خنده بریده بریده گفت : _حقته دختر …

ادامه نوشته »

رمان من یک بازنده نیستم پارت ۸۵

پولیور گرمی تن زد و بیرون آمد. الوند در حال جمع کردن اپن بود. همه ی ظرف ها را درون سینک گذاشت. دهانش را با دستمال پاک کرد و بلند شد. -بریم؟ -من آماده ام. الوند به اتاقش رفت. کلاهی روی سرش گذاشت. رطوبت شما معمولا باعث عود سینوزیتش می …

ادامه نوشته »