یکشنبه , می 9 2021

آرشیو برچسب های: رمان دیانه

رمان دیانه

ماشین كنار در بزرگى تو یكى از كوچه هاى قدیمى تجریش ایستاد. كیف كوچك دستیم رو برداشتم و از ماشین پیاده شدم. ترس و دلهره امونم رو بریده بود. انقدر استرسم زیاد بود كه احساس تهوع بهم دست میداد . راننده از ماشین پیاده شد و بى توجه به استرس …

ادامه مطلب »