آرشیو ماهانه: فوریه 2021

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۷۳

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 73

    به سمتم برگشت و با تعجب گفت : _چیه ؟؟ شونه ای بالا انداختم _هیچی معلوم بود باور نکرده سرش رو تکونی داد و با خنده زیرلب گفت : _نوبت ما هم میرسه شیطون !! دستی به موهام کشیدم و با گونه های سرخ شده از خجالت نگاهم …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۴۱

رمان ویدیا جلد دوم پارت 41

#ایران،کیش #پانیذ علیرام لبخند دلنشینی زد. -چیه؟ یه دوست که بیشتر ندارم، نباید دلم برات تنگ بشه؟ پانیذ نمیدونست چه عکس العملی نشون بده. علیرام خیلی آرام دست به گیسوی بافته شده ی پانیذ کشید. -میدونستی منم بلدم مو ببافم؟ چیزی تو سر پانیذ فریاد زد. “اون عاشق سمیراست و …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۷۲

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 72

    بعد از مدت ها لبخند بزرگی کل صورتم رو در برگرفت _عالی شدم واقعا ممنونم !! چشمکی زد و با شیطنت گفت : _مبارکت باشه…خوشکل بودی خوشکلترم شدی !! بعد از پرداخت صورتحساب از آرایشگاه بیرون زدم و با روحیه شاداب و سرزنده پشت فرمون نشستم و به …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۴۰

رمان ویدیا جلد دوم پارت 40

#ایران_تهران #علیرام -نه، شاید هنوز کمی مریضم، همین. سمیرا پله ها رو بالا اومد. با دیدن علیرام و پانیذ ابروئی بالا داد و به سمتشون رفت. -عزیزم اینجائی؟ پانیذ ببخشیدی گفت و از کنارشون رد شد. علیرام نگاهش و به رفتن پانیذ دوخت. سمیرا عصبی دستش و مشت کرد و …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۷۱

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 71

    برای اینکه آرومش کنم با لحن آروم بخشی کنار گوشش لب زدم : _اندازه کل دنیا دوستت دارم میخواستم بهش اطمینان بدم که علاقه ام بهش الکی نیست و باورم کنه چون از حرفاش به این باور رسیده بودم که میترسه من تنهاش بزارم ولی چرا ؟؟ اینقدر …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۳۹

رمان ویدیا جلد دوم پارت 39

#ایران_تهران #پانیذ مامان پشت چشمی نازک کرد. -چیه؟ اگه دوست نداری نرو! -نه نه، الان که دارم فکر می کنم خیلی دوست دارم برم؛ اوهوم! نگاهمو مظلوم کردم و به مامان دوختم. صدای قهقهه ی بقیه بلند شد. -الان به من خندیدین؟! آنا میون خنده اش لب باز کرد. -خودت …

ادامه مطلب »