دوشنبه , آذر ۱۰ ۱۳۹۹

آرشیو ماهانه: نوامبر 2020

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۳۳

رمان ویدیا جلد دوم پارت 33

#ایران_تهران #پانیذ موهای مشکی لخت پانیذ با هر بار سر خم کردن روی صورتش می ریخت. علیرام دلش می خواست دست پیش ببره و طره ای از موهای زیادی لخت پانیذ رو لمس کنه. پانیذ سر بلند کرد. -بریم؟ علیرام بلند شد. باد سرد زمستانی می وزید. علیرام دست در …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۶۲

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 62

    هه پس خوشحالی ؟؟ کور خوندی بزارم راحت از دستم در بری دنبالش راه افتادم و تغیبش کردم که با وارد شدن ماشینش تو خونه با اعصابی خراب به سمت شرکت روندم تموم روز در حال پاچه گیری از این و اون بودم و هرکی وارد اتاقم میشد …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۳۲

رمان ویدیا جلد دوم پارت 32

  #ایران_تهران #پانیذ صدای موزیک قطع شد. لامپ ها خاموش شدند و شمع های عطرآگین روشن شدند. پیانو زیر پنجره قرار داشت. تاریکی شب باعث شده بود تا دانه های برف پشت پنجره رقص کنان به سمت زمین هجوم بیاورند. انگشت ظریف و کشیده ی پانیذ روی دکمه های پیانو …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۶۱

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 61

    ” جورج “ همونطوری که در حال تعویض لباسام بودم نمیتونستم برای لحظه ای هم نگاه از صورت معصوم و ناراحت آیناز که حتی توی خوابم اخم داشت بگیرم بالاخره بعد از اون همه مسخره بازی که درآورد خوابش برد و بیهوش شد ، میدونستم توی شرکت باهاش …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۶۰

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 60

    با بیرون رفتنش از اتاق عصبی دنبالش راه افتادم لعنتی !! حالا این رو چیکار میکردم خدایا ؟؟ نباید رازدلم رو بهش میگفتم و باهاش درد و دل میکردم بلند اسمش رو صدا زدم ولی بی اهمیت بهم وارد آسانسور شد قبل از اینکه در بسته شه وارد …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۳۱

رمان ویدیا جلد دوم پارت 31

  #ایران_تهران #ویدیا   -و اگر … نازیلا انگشت اشاره اش رو روی لبهای ویدیا گذاشت. -هیشش … اگر و اما رو بریز دور. به این فکر کن توی اولین برف سال، خدا علیرام و بن سان رو بهت داد. نگران شاهو نباش، نمیذارم نه به تو نه به پسرهات …

ادامه مطلب »

codebazan