دوشنبه , مهر ۷ ۱۳۹۹
خانه / 2020 / سپتامبر

بایگانی ماهانه: سپتامبر 2020

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۵۴

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 54

      آنچنان یکدفعه ای به طرف خودش کشیده بودم که وحشت زدن جیغ بلندی کشیدم که عصبی کنار گوشم غرید : _میبینم که برام دُم درآوردی ؟؟ _ولم کن روانی با ترس تقلا کردم تا ازش جدا بشم ولی ول کن نبود ، جورج جلو اومد و کلافه …

ادامه نوشته »

رمان غرقاب پارت آخر

رمان غرقاب پارت آخر

مهری که از قلب تغذیه می شد، تمام نمی شد. به خدا قسم که نمی شد. ************************************ ************************************ *** تاکسی که ایستاد، چشمان یخ زده ی من چسبیدند به در کافه و بعد، با صدای راننده، سرم را چرخاندم. خواهرم جای پارک نیست، بدجا ایستادم. زودتر پیاده شو تا صداشون …

ادامه نوشته »

رمان غرقاب پارت ۷۱

رمان غرقاب پارت 71

  بهشون گفتم کباب تورو آب دار تر بردارن عزیزم. شاهرخ خان لبخندی زد و من، با شوق تماشایشان کردم. حال آدم از دیدنشان خوب می شد. به جای زل زدن به ما، برو ببین اون عمه و مامانت به جای قرمه سبزی، شوربا تحویلمون ندن. بگین برو دنبال نخود …

ادامه نوشته »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۵۳

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 53

    _دوست دخترم شو !! چی ؟! دوست دخترش بشم ؟! با چشمای گرد شده نگاش کردم باورم نمیشد جورج ازم میخواست دوست دخترش بشم وقتی دید بی حرکت موندم ، دستش رو جلوی صورتم تکونی داد و گفت : _کجایی دختر با تو بودم !! دستپاچه تو جام …

ادامه نوشته »

رمان غرقاب پارت ۷۰

رمان غرقاب پارت 70

کار خاصی نبود، فقط خیلی وقت بود که این مورد فوبیای شدید رو ندیده بودم. مخصوصا توی این سن. من موردهای شدیدتری هم داشتم. موردی که به محض قرارگیری ساکشن توی دهنش شروع می کرد از استرس به عق زدن. بدون این که چیزی توی معده اش باشه. خداروشکر که …

ادامه نوشته »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۲۶

رمان ویدیا جلد دوم پارت 26

#ایران_تهران #علیرام   علیرام پشت فرمان نشست. بن سان با بقیه خداحافظی کرد و روی صندلی کنار علیرام قرار گرفت. هوا داشت تاریک می شد و شدت باران هر لحظه بیشتر می شد. بن سان از شیشه نگاهی به بیرون انداخت. -خدا کنه زود برسیم. -نگران نباش. نگاهش از آینه …

ادامه نوشته »

رمان غرقاب پارت ۶۹

سرم توی آغوشش بود، توی آغوش مردی که به خاطر صلاح حال دیگران، به خاطر اشتباهش و اشتباهم… از او گذشته بودم. من معتقد بودم تمامی آدم ها، تاوان خطاهایشان را می دادند. حتی اگر قانون این تاوان را نمی گرفت، باز هم چیزی تغییر نمی کرد. روزی و لحظه …

ادامه نوشته »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۵۲

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 52

    _اینجا چه خبرهههههههههه !!! به عقب برگشتم با دیدن امیرعلی که با سروضعی آشفته توی قاب در ایستاده بود از ترس قالب تهی کردم و با لُکنت لب زدم : _داداش !! ضربه محکمی روی در کوبید و‌ خشن غرید : _ هیس ….! مگه نگفتم آروم باش …

ادامه نوشته »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۵۱

    با صورتی از خشم سرخ شده به سمتم برگشت و با صدای که از زور حرص و عصبانیت میلرزید بلند گفت : _حالا منو مقصر میدونی هاااا ؟؟! با پشت دست اشکام رو پاک کردم و با گریه زجه زدم : _اگه تو و اون زنت مقصر نیستید …

ادامه نوشته »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۲۵

#ایران_تهران #پانیذ بعد از خوردن صبحانه، بن سان نگاهی به هممون انداخت. -فکر کنم هوا برای فیلمبرداری عالی باشه. همه موافقتشون رو اعلام کردن. به اتاق برگشتم و کت مشکی کوتاهم رو به همراه شال مشکی سرم کردم. نگار دستی به صورتم کشید. ابر تمام آسمون رو گرفته بود و …

ادامه نوشته »

codebazan