رمان

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۱۰۰

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

    _راستی دیشب چه اتفاقی بینتون افتاده بود شیطونا ؟! هان ؟! این چی داره میگه ؟؟ دستپاچه خندیدم و گفتم : _هااا چی ؟؟ شوخی نکنید خانوم پرستار تموم مدت برای یه لحظه هم نگاهمو سمت جورجی که کناری ایستاده و با تعجب نگاهش رو بینمون میچرخوند ، …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۵۴

رمان ویدیا جلد دوم

#ایران_تهران #شاهو   با کمک ملیکا و بهراد وارد اتاق شد و روی تخت دراز کشید. تمام مدت تایم مرخصی را ملیکا سکوت کرده بود.   بی هیچ حرفی از اتاق بیرون رفت. شاهو نگاهی به بهراد انداخت. -چی از جونم می خوای ؟   بهراد نگاه تاسف برانگیزی بهش …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۵۳

رمان ویدیا جلد دوم

#ایران_تهران #پانیذ   -از کجا میدونی من مخ داداشت و زدم؟   بن سان قهقه ی زد. -خیلی دیوثه؛ نکنه اون برات دام پهن کرده!   پانیذ با غیظ بن سان رو صدا کرد.   -چیه دروغ میگم؟ امسال چه سالی شود! خان داداش وا داد بلاخره و قراره قاطی …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۹۹

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

      دستپاچه لبخند بی جونی زدم که با تعجب گفت : _میشه بگید اینجا چه خبره ؟! موهامو پشت گوشم زدم و برای جمع و جور کردن اوضاع زودی گفتم : _ها دوست پسرمه به سمتم قدمی برداشت و گفت : _اون رو که فهمیدم…ولی این تایم اینجا …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۵۲

رمان ویدیا جلد دوم

#ایران_تهران #پانیذ بعد از مسافتی مانی ماشین را کنار در بزرگ قهوه ی رنگ مزرعه نگه داشت . هم زمان ماشین علیرام کنار ماشین مانی قرار گرفت. پانیذ با دیدن ماشین علیرام حس شیرینی در قلبش سرازیر شد علیرام از ماشین پیاده شد سویشرت و گرم کن اسپورتی به تن …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۹۸

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

    _نیما کجا زندونیت کرده ؟؟ جفت ابروهام با تعجب بالا پرید و به سختی لب زدم : _تو از ک…جا مید…ونی ؟؟ جدی نگاهم کرد و با حرفی که زد ناباور خیره دهنش‌ شدم _پس فکر‌ کردی کی آوردتت بیمارستان؟؟ بهت زده گفتم : _ن…گو که ت…و آوردیم …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۹۷

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

  _باز چه گَندی زدی نیما !! گَند ؟! داشت از چی حرف میزد ؟! اخمامو توی هم کشیدم و جدی پرسیدم : _داری از چی حرف میزنی ؟؟ صدای نفس نفس زدن های عصبیش توی گوشم پیچید و حرصی گفت : _باورم نمیشه تا این حد دیونه شده باشی …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۵۱

رمان ویدیا جلد دوم

#ایران_تهران #علیرام   قلب پانیذ از اینهمه نزدیکی محکم در سینه اش می کوبید.   با حرفی که علیرام زد نگاه در نگاه پر حرف علیرام دوخت.   کاش می توانست دهن باز کند و بگوید “من هم از اینکه بخوام از دستت بدم می ترسم”؛ اما سکوت کرد. علیرام …

ادامه مطلب »

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت ۹۶

رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم پارت 94

    یکی از پرستارا با عجله به سمتم اومد _چی شده ؟! اشاره ای به آیناز بیهوش تو بغلم کردم و از ته دل فریاد زدم : _توی جاده پیداش کردم کمکش کنید حالش خیلی بده !! اشاره ای به پرستارای دیگه کرد و بلند گفت : _ تخت …

ادامه مطلب »

رمان ویدیا جلد دوم پارت ۵۰

رمان ویدیا جلد دوم پارت 50

#ایران_تهران #شاهو   -کدوم برادری حاضره برادر خودش رو بکشه؟ تصادف بهرام هیچ ارتباطی به من و زندگی من نداره!   سپس رو کرد به مهمان ها.   -ببخشید شب شما رو هم خراب کردیم، خیلی خوش اومدین.   شاهو: کجا؟ هنوز حرف های من تموم نشده!   ساشا به …

ادامه مطلب »