یکشنبه , اسفند ۵ ۱۳۹۷
خانه / رمان های آنلاین

رمان های آنلاین

رمان مرگنواز

دانلود رمان مرگ نوار

    رمان مرگنواز نویسنده : زینب ایلخانی    فصل اول افروز: اجراى بى نظیر امشبش، این باران خیابان “کرنتنر اشتراسه” امشبِ وین را براى من بهترین شب سال رقم خواهند زد… قرارمان بعد اجرا کنار کلیساى سنت استفان بود…. اکثرا همینجا قرار میگذاشتیم… این کلیسا نماد آزادى است، میگفت …

ادامه نوشته »

رمان استاد خاص من

رمان استاد خاص من

    رمان استاد خاص من نویسنده: محیا داودی ژانر : عاشقانه / طنز   پراید قشنگم و توی پارکینگ دانشگاه پارک کردم و خواستم از ماشین پیاده شم. بازم دیرم شده بود! اصلا مگه ممکن بود یه روز من کلاس داشته باشم و به موقع برسم؟! استغفرالله! غرق همین …

ادامه نوشته »

رمان استاد خاص من پارت ۱

    پراید قشنگم و توی پارکینگ دانشگاه پارک کردم و خواستم از ماشین پیاده شم. بازم دیرم شده بود! اصلا مگه ممکن بود یه روز من کلاس داشته باشم و به موقع برسم؟! استغفرالله! غرق همین افکارم بودم که پای راستم پیچ خورد و صدای خورد شدنش رو به …

ادامه نوشته »

رمان قصاص

رمان قصاص

  رمان قصاص  نویسنده : سارا گل    خلاصه: شاید برای همه پیش اومده باشه که میون روزمرگی ها ، جایی بین مشکلات کوچک و بزرگ اتفاقی رخ بده که حتی فکرش رو هم نمی کردی. یا خوب ، یا بد ! اتفاق خوب در آینده میشه یه خاطره ی …

ادامه نوشته »

رمان بوی عشق

رمان بوی عشق

  رمان بوی عشق  نویسنده : سارا کزازی ژانر : عاشقانه هیجانی  همراه با صدای خود نویسنده      #پارت اول   -مشترک مورد نظر خاموش میباشد؛لطفا… اه؛یعنی کجا میتونه رفته باشه؟!: +رزا بیا ناهار. -مامان میل ندارم. +یعنی چی میل نداری؟دیروز نه ناهار خوردی نه شام . امروزم صبحانه …

ادامه نوشته »

رمان من یک بازنده نیستم

رمان من یک بازنده نیستم

  رمان من یک بازنده نیستم ژانر : عاشقانه  دامن بلند مشکی رنگش را بالا گرفت و وارد مرغدانی شد. هنور هم تصویر رودرویش با فردین در سرش بود. مردیکه ی لعنتی! با آن چشمان لعنتی تر از خودش! روی چهارپایه کوچک و چوبی نشست و خیره ی مرغ تپلی …

ادامه نوشته »

رمان دیازپام

رمان دیازپام

    رمان دیازپام  نویسنده : فریده بانو  ژانر : عاشقانه  روبروی آینه ی کوچک توی تنها اتاق خونه ایستادم. موهای مشکی و نرمم رو کامل بافتم و لچکو روی پیشونیم بستم. مادر وارد اتاق شد. نگاهی به قد بلند و هیکل تقریباً درشتش انداختم. لباسهای بلند و پرچین بختیاریش …

ادامه نوشته »

رمان همسر دوم

رمان همسر دوم

    رمان همسر دوم    و را دیدم… امروز هم. خواب بودی …نگاهت کردم. باور که نمیکنی! اما درست با همان شور و اشتیاق روزهای اول این رابطه چند ماه و چند روز و چندساعته نگاهت کردم .تو اما مرا ندیدی….درست مثل تمام ندیدن های این چند ماه و …

ادامه نوشته »

رمان شروع تلخ

رمان شروع تلخ

    رمان شروع تلخ  نویسنده : فاطمه .ب ژانر : عاشقانه  بخشی از خلاصه رمان شروع تلخ :   سوگند روبروش ایستاده بودم با نفرت نگاهی به چشمام انداخت و گفت : _یه وارث میاری و گورت و گم میکنی؟ یقه لباسمو گرفت و به سمت خودش کشیدم : …

ادامه نوشته »