سه شنبه , اردیبهشت ۳ ۱۳۹۸
خانه / رمان های آنلاین

رمان های آنلاین

رمان دانشجوی شیطون بلا

رمان دانشجوی شیطون بلا

    امروز اولین روز رفتنم به دانشگاه بود و به شدت استرس داشتم ، هیچ کس رو توی لندن نداشتم و تک و تنها نمیدونستم چیکار کنم ! هرچند پدر من رو مستقل بار آورده بود ولی همیشه عقایدش رو به من تحمیل میکرد ! آخه مگه دانشگاهای کشور …

ادامه نوشته »

رمان مرگنواز

دانلود رمان مرگ نوار

    رمان مرگنواز نویسنده : زینب ایلخانی    فصل اول افروز: اجراى بى نظير امشبش، اين باران خيابان “كرنتنر اشتراسه” امشبِ وين را براى من بهترين شب سال رقم خواهند زد… قرارمان بعد اجرا كنار كليساى سنت استفان بود…. اكثرا همينجا قرار ميگذاشتيم… اين كليسا نماد آزادى است، ميگفت …

ادامه نوشته »

رمان استاد خاص من

رمان استاد خاص من

    رمان استاد خاص من نویسنده: محیا داودی ژانر : عاشقانه / طنز   پراید قشنگم و توی پارکینگ دانشگاه پارک کردم و خواستم از ماشین پیاده شم. بازم دیرم شده بود! اصلا مگه ممکن بود یه روز من کلاس داشته باشم و به موقع برسم؟! استغفرالله! غرق همین …

ادامه نوشته »

رمان استاد خاص من پارت ۱

    پرايد قشنگم و توي پاركينگ دانشگاه پارك كردم و خواستم از ماشين پياده شم. بازم ديرم شده بود! اصلا مگه ممكن بود يه روز من كلاس داشته باشم و به موقع برسم؟! استغفرالله! غرق همين افكارم بودم كه پاي راستم پيچ خورد و صداي خورد شدنش رو به …

ادامه نوشته »

رمان قصاص

رمان قصاص

  رمان قصاص  نویسنده : سارا گل    خلاصه: شاید برای همه پیش اومده باشه که میون روزمرگی ها ، جایی بین مشکلات کوچک و بزرگ اتفاقی رخ بده که حتی فکرش رو هم نمی کردی. یا خوب ، یا بد ! اتفاق خوب در آینده میشه یه خاطره ی …

ادامه نوشته »

رمان بوی عشق

رمان بوی عشق

  رمان بوی عشق  نویسنده : سارا کزازی ژانر : عاشقانه هیجانی  همراه با صدای خود نویسنده      #پارت اول   -مشترک مورد نظر خاموش میباشد؛لطفا… اه؛یعنی کجا میتونه رفته باشه؟!: +رزا بیا ناهار. -مامان میل ندارم. +یعنی چی میل نداری؟دیروز نه ناهار خوردی نه شام . امروزم صبحانه …

ادامه نوشته »

رمان من یک بازنده نیستم

رمان من یک بازنده نیستم

  رمان من یک بازنده نیستم ژانر : عاشقانه  دامن بلند مشکی رنگش را بالا گرفت و وارد مرغدانی شد. هنور هم تصویر رودرویش با فردین در سرش بود. مردیکه ی لعنتی! با آن چشمان لعنتی تر از خودش! روی چهارپایه کوچک و چوبی نشست و خیره ی مرغ تپلی …

ادامه نوشته »

رمان دیازپام

رمان دیازپام

    رمان دیازپام  نویسنده : فریده بانو  ژانر : عاشقانه  روبروی آینه ی کوچک توی تنها اتاق خونه ایستادم. موهای مشکی و نرمم رو کامل بافتم و لچکو روی پیشونیم بستم. مادر وارد اتاق شد. نگاهی به قد بلند و هیکل تقریباً درشتش انداختم. لباسهای بلند و پرچین بختیاریش …

ادامه نوشته »