شنبه , خرداد ۱۰ ۱۳۹۹
خانه / 2019 / نوامبر

بایگانی ماهانه: نوامبر 2019

رمان حرارت تنت پارت ۶۸

  چیزی نمیگه … مرد هنوزم لبخند به لب داره و می دونه که این کارش بی پاداش نمی مونه … اما مگه میثم منو حبس کرده بوده ؟ … اون فقط می گفت من باید سالمتیم رو کامال به دست بیارم … باید استراحت کنم … چقدر من احمقم …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۶۷

  نگرانم … نگرانه تورج و مسیح ! … لباس که می پوشم از اتاق بیرون میام … پایین میرم و به سمت خروجی قدم برمی دارم که خدمتکار جلوم می ایسته و تعجب میکنم … … می خوام از کنارش رد بشم که بازم راهم رو سد می کنه …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۶۶

  گیج و مَنگَِمَ …. یه صدای نا مفهوم رو می شنوم : پشت سرمونه … ۲۰۶ آلبالویی … … جلوشو بگیرین !نمی فهمم خوابم یا نه … خوابم میبینم یا نه ؟! … خسته م فقط * مسیح جلو میاد … با لبخند… لبخندی که عشق از توش داد …

ادامه نوشته »

رمان دیازپام پارت ۴۵

قدمی سمت ماشین در حال سوختن برداشتم. پاهام توانائی سنگینی وزنم رو نداشت. با زانو روی خاک ها افتادم. قطره اشکی روی گونه های سِر شده ام غلطید. گلومو چنگ زدم و فریادی از ته گلو کشیدم. تمام اون روزها جلوی چشمهام اومدن. دست بردم و خاک رو چنگ زدم. …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۶۵

  کسری رو به من میگه : تو میای ؟ … ـ نه ، با یاشار همینجا میمونم ، شاید اجازه دادن برم ببینمشون از ماشین کسری پیاده میشم و اونا هر دو با هم میرن … یاشار که تلفنش تموم میشه … میگه : چیشد ؟ کجا رفتن ؟ …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۶۴

  داشته باشم … من هر دو رو می خوام … زیاده خواه نیستم .. اما هر دوی اونا تنها ! آدمای مهمه زندگیمن نزدیک ساعت ۳ صبح میشه که میرسیم … هر دو پیاده میشیم و سمت ورودی میریم که صدای باز و بسته شدن در یه پرشیا که …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۶۳

  دستش رو تند میکشه که من رو به جلو سکندری می خورم … میگه : تورج آدرس داده که برم … همون شرکته نمی دونم چیه مزخرفش که حتمی مدیر عامل اونجاست … و من میرم … اولش سراغ اهورا میرم که تکلیف روشن کنه … یا آسو یا …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۶۲

  سودابه و مامان ماهی بیرون میرن … خب منم دوست داشتم تو افتتاحیه ی کافی شاپ دوست سودابه باشم … تلفن مرتب زنگ میخوره و برنمی دارم … می دونم مسیحه … می دونم می خواد مطمئن بشه که خونه موندم … بدجنس میشم و گوشی رو برنمی دارم …

ادامه نوشته »

codebazan